beschäftigen
مشغول کردن، سرگرم کردن، پرداختن به
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden beschäftigen)
مشغول کردن، به کار گرفتن، استخدام کردن (کسی را).
- Die Firma beschäftigt über 500 Mitarbeiter.این شرکت بیش از ۵۰۰ کارمند را به کار گرفته است.
- Das Projekt wird viele Menschen beschäftigen.این پروژه بسیاری از افراد را مشغول خواهد کرد.
2
sich + mit + Dativ
مشغول کاری بودن، به چیزی پرداختن، درگیر چیزی بودن (به صورت بازتابی).
- Er beschäftigt sich seit Jahren mit der Geschichte des alten Roms.او سالهاست که به تاریخ روم باستان میپردازد.
- Wir müssen uns mit diesem Problem auseinandersetzen.ما باید با این مشکل درگیر شویم.
3
sich + intransitiv
خود را سرگرم کردن، مشغول کردن (به صورت بازتابی، اغلب با فعالیتی غیررسمی).
- Die Kinder beschäftigen sich im Garten.بچهها در باغ مشغول بازی هستند.
- Er beschäftigt sich gern mit Modellbau.او از سرگرم شدن با ماکتسازی لذت میبرد.