beschämt

Aussprache: /bəˈʃɛːmt/
Worttrennung: be·schämt
صفت

شرمنده، خجالت‌زده، سرافکنده

Bedeutungen

1

احساس شرمندگی یا خجالت ناشی از کاری که انجام داده‌اید یا موقعیتی که در آن قرار دارید.

  • Er stand beschämt vor der Klasse und konnte nichts sagen.او با شرمندگی جلوی کلاس ایستاد و نتوانست چیزی بگوید.
  • Sie war beschämt über ihr eigenes Verhalten.او از رفتار خودش خجالت‌زده بود.
  • Der Junge war beschämt, als er seine Note sah.پسر وقتی نمره‌اش را دید، سرافکنده شد.