beschürzt

Aussprache: /bəˈʃʏʁt͡st/
Worttrennung: be·schürzt
صفت

پیشبند به تن، پیشبنددار

Bedeutungen

1

دارای پیشبند؛ توصیف کسی که پیشبند پوشیده است، معمولاً هنگام کار یا آشپزی.

  • Die Köchin stand in der Küche, sauber beschürzt und bereit zu kochen.آشپز در آشپزخانه ایستاده بود، با پیشبندی تمیز به تن و آماده برای پخت و پز.
  • Der Bäcker war leicht beschürzt und arbeitete an seinem Teig.نانوا کمی پیشبند به تن داشت و روی خمیرش کار می‌کرد.
  • Die Kinder malten mit bunten Farben, jeder beschürzt, um die Kleidung zu schützen.بچه‌ها با رنگ‌های شاد نقاشی می‌کردند، هر کدام پیشبند به تن داشتند تا از لباس‌هایشان محافظت شود.