beschalten

Aussprache: /bəˈʃaltn̩/
Wortzerlegung: be·schal·ten
فعل

سیم‌کشی کردن، متصل کردن مدار

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک مدار الکتریکی یا برد الکترونیکی را با اتصالات و قطعات لازم سیم‌کشی و مجهز کردن

  • Der Techniker beschaltete die Platine mit neuen Widerständen.تکنسین برد الکترونیکی را با مقاومت‌های جدید سیم‌کشی کرد.
  • Man muss das Relais richtig beschalten, damit die Schaltung funktioniert.باید رله را درست مداربندی کرد تا مدار کار کند.