beschalten
سیمکشی کردن، متصل کردن مدار
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک مدار الکتریکی یا برد الکترونیکی را با اتصالات و قطعات لازم سیمکشی و مجهز کردن
- Der Techniker beschaltete die Platine mit neuen Widerständen.تکنسین برد الکترونیکی را با مقاومتهای جدید سیمکشی کرد.
- Man muss das Relais richtig beschalten, damit die Schaltung funktioniert.باید رله را درست مداربندی کرد تا مدار کار کند.