beschatten
سایه انداختن، تحت نظر گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas beschatten)
بر چیزی سایه افکندن، تاریک کردن.
- Die hohen Bäume beschatteten das Haus.درختان بلند بر خانه سایه میانداختند.
- Der Berg beschattet das Tal am Morgen.کوه در صبح بر دره سایه میاندازد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas beschatten)
کسی را مخفیانه تعقیب کردن و تحت نظر گرفتن (مانند کار پلیس یا جاسوسی).
- Die Polizei beschattete den Verdächtigen seit Wochen.پلیس از هفتهها پیش مظنون را تحت نظر داشت.
- Ein Mann beschattete sie auf ihrem Heimweg.مردی او را در مسیر بازگشت به خانه تعقیب میکرد.