bescheissen
کلاهبرداری کردن، فریب دادن (عامیانه و رکیک)
Bedeutungen
1
Akkusativ
فریب دادن یا کلاهبرداری کردن از کسی به روشی زیرکانه و غیرصادقانه، اغلب با هدف کسب منفعت شخصی.
- Er hat versucht, den Händler um den Preis zu bescheissen, indem er falsche Angaben machte.او سعی کرد با ارائه اطلاعات نادرست، فروشنده را در مورد قیمت فریب دهد.
- Die Firma wurde wegen des Verdachts, ihre Kunden systematisch zu bescheissen, untersucht.این شرکت به ظن فریب سیستماتیک مشتریان خود مورد تحقیق قرار گرفت.
2
Akkusativ
تقلب کردن در یک بازی، مسابقه یا امتحان با استفاده از روشهای غیرقانونی یا ناعادلانه.
- Es ist unfair, beim Kartenspiel zu bescheissen.تقلب کردن در بازی ورق ناعادلانه است.
- Wenn er beim Test bescheisst, riskiert er, exmatrikuliert zu werden.اگر او در امتحان تقلب کند، خطر اخراج از دانشگاه را دارد.