bescheissen

Aussprache: /bəˈʃaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: be·sch·eis·sen
Wort

کلاهبرداری کردن، فریب دادن (عامیانه و رکیک)

Bedeutungen

1 Akkusativ

فریب دادن یا کلاهبرداری کردن از کسی به روشی زیرکانه و غیرصادقانه، اغلب با هدف کسب منفعت شخصی.

  • Er hat versucht, den Händler um den Preis zu bescheissen, indem er falsche Angaben machte.او سعی کرد با ارائه اطلاعات نادرست، فروشنده را در مورد قیمت فریب دهد.
  • Die Firma wurde wegen des Verdachts, ihre Kunden systematisch zu bescheissen, untersucht.این شرکت به ظن فریب سیستماتیک مشتریان خود مورد تحقیق قرار گرفت.
2 Akkusativ

تقلب کردن در یک بازی، مسابقه یا امتحان با استفاده از روش‌های غیرقانونی یا ناعادلانه.

  • Es ist unfair, beim Kartenspiel zu bescheissen.تقلب کردن در بازی ورق ناعادلانه است.
  • Wenn er beim Test bescheisst, riskiert er, exmatrikuliert zu werden.اگر او در امتحان تقلب کند، خطر اخراج از دانشگاه را دارد.