beschickbar
قابل بارگیری، قابل تغذیه (ماشینآلات)
Beispiele
- Für eine Hochleistungsanlage wurde eine Haspel benötigt, die während des Ablaufs wechselseitig ''beschickbar'' sein soll.برای یک دستگاه با کارایی بالا، یک قرقره مورد نیاز بود که در حین کار به طور متناوب قابل بارگیری باشد.