beschicken

Aussprache: /bəˈʃɪkn̩/
Wortzerlegung: be·schi·cken
فعل

تغذیه کردن (کوره)، بارگیری کردن، تأمین کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک دستگاه، کوره، راکتور یا بازار را با مواد لازم، سوخت یا کالاها تغذیه یا بارگیری کردن

  • Der Ofen muss regelmäßig mit Brennmaterial beschickt werden.کوره باید به طور منظم با سوخت تغذیه شود.
  • Die Messe wurde von zahlreichen Ausstellern beschickt.نمایشگاه توسط غرفه‌داران متعددی تجهیز شده بود (کالاها را عرضه کرده بودند).