beschicken
تغذیه کردن (کوره)، بارگیری کردن، تأمین کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک دستگاه، کوره، راکتور یا بازار را با مواد لازم، سوخت یا کالاها تغذیه یا بارگیری کردن
- Der Ofen muss regelmäßig mit Brennmaterial beschickt werden.کوره باید به طور منظم با سوخت تغذیه شود.
- Die Messe wurde von zahlreichen Ausstellern beschickt.نمایشگاه توسط غرفهداران متعددی تجهیز شده بود (کالاها را عرضه کرده بودند).