beschirmen
محافظت کردن، سایه انداختن (روی چشم)
Beispiele
- Sein Krieg mit England, dessen Freiheit mächtige Flotten ''beschirmten,'' vernichtete Frankreichs Handel und Fabriken.جنگ او با انگلستان، که آزادی آن را ناوگانهای قدرتمند محافظت میکردند، تجارت و کارخانههای فرانسه را نابود کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را از خطر، آسیب یا تأثیرات منفی محافظت کردن.
- Die Mutter beschirmte ihr Kind vor dem Regen.مادر فرزندش را از باران محافظت کرد.
- Ein großer Baum beschirmte uns vor der Sonne.یک درخت بزرگ ما را از آفتاب پناه داد.
2
Akkusativ
از کسی یا چیزی حمایت کردن یا پشتیبانی کردن.
- Der Fürst beschirmte die Künste und Wissenschaften.شاهزاده از هنرها و علوم حمایت میکرد.
- Er beschirmt seine Schützlinge vor Kritik.او از شاگردانش در برابر انتقاد حمایت میکند.