beschlagen
آگاه، خبره، مطلع، مسلط؛ بخارگرفته؛ نعلشده
Bedeutungen
1
به کسی گفته میشود که در یک زمینه خاص دانش و مهارت زیادی دارد و کاملاً بر آن مسلط است؛ خبره و آگاه.
- Er ist ein sehr beschlagener Anwalt mit jahrelanger Erfahrung.او وکیلی بسیار خبره با سالها تجربه است.
- Für diese komplexe Aufgabe brauchen wir jemanden, der auf diesem Gebiet beschlagen ist.برای این کار پیچیده به کسی نیاز داریم که در این زمینه مطلع باشد.
- Die Studentin war gut beschlagen in der Materie und konnte alle Fragen beantworten.دانشجو به موضوع کاملاً مسلط بود و میتوانست به تمام سوالات پاسخ دهد.
2
پوشیده شده با بخار یا قطرات آب؛ کدر شده (مانند شیشه یا آینه).
- Nach dem Duschen waren alle Spiegel im Badezimmer beschlagen.بعد از دوش گرفتن، تمام آینههای حمام بخار گرفته بودند.
- Die Fensterscheiben waren von außen beschlagen wegen des starken Regens.شیشههای پنجره به دلیل باران شدید از بیرون بخار گرفته بودند.
- Er wischte die beschlagene Brille, um wieder klar sehen zu können.او عینک بخار گرفتهاش را پاک کرد تا بتواند دوباره واضح ببیند.
3
نعل شده (در مورد اسبها و چهارپایان).
- Der Schmied hat die Hufe des Pferdes sorgfältig beschlagen.آهنگر سمهای اسب را با دقت نعل کرده است.
- Das Pferd war gut beschlagen und konnte auf dem steinigen Untergrund sicher laufen.اسب خوب نعل شده بود و میتوانست با اطمینان روی زمین سنگی راه برود.
- Vor dem Rennen mussten alle Pferde frisch beschlagen werden.قبل از مسابقه، همه اسبها باید تازه نعل میشدند.