beschlossen

Aussprache: /bəˈʃlɔsn̩/
Worttrennung: be·schlos·sen
صفت

تصمیم‌گرفته‌شده، قطعی، مقرر

Bedeutungen

1

چیزی که در مورد آن تصمیم گرفته شده و قطعی است؛ مقرر شده.

  • Der beschlossene Fahrplan wird ab nächster Woche umgesetzt.برنامه زمانی مصوب از هفته آینده اجرا خواهد شد.
  • Die beschlossenen Maßnahmen sollen die Wirtschaft ankurbeln.اقدامات تصویب شده قرار است اقتصاد را رونق بخشد.
  • Es ist ein beschlossenes Ding, dass wir umziehen werden.این یک امر قطعی است که ما نقل مکان خواهیم کرد.