beschlossen
تصمیمگرفتهشده، قطعی، مقرر
Bedeutungen
1
چیزی که در مورد آن تصمیم گرفته شده و قطعی است؛ مقرر شده.
- Der beschlossene Fahrplan wird ab nächster Woche umgesetzt.برنامه زمانی مصوب از هفته آینده اجرا خواهد شد.
- Die beschlossenen Maßnahmen sollen die Wirtschaft ankurbeln.اقدامات تصویب شده قرار است اقتصاد را رونق بخشد.
- Es ist ein beschlossenes Ding, dass wir umziehen werden.این یک امر قطعی است که ما نقل مکان خواهیم کرد.