beschmieren
مالیدن (چیزی چسبناک یا خمیری)، کثیف کردن با مالیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با مادهای کثیف یا رنگی آلوده کردن، لکه دار کردن.
- Jemand hat die Wand mit Farbe beschmiert.کسی دیوار را با رنگ کثیف کرده است.
- Die Kinder haben ihre Hände mit Schokolade beschmiert.بچهها دستهایشان را با شکلات کثیف کردهاند.
2
Akkusativ
روی چیزی با خطوط یا نقاشیهای بیمعنی نوشتن یا کشیدن، خطخطی کردن.
- Vandalen haben die Bushaltestelle beschmiert.خرابکاران ایستگاه اتوبوس را خطخطی کردهاند.
- Bitte beschmieren Sie die Tische nicht.لطفاً روی میزها خطخطی نکنید.