beschnüffeln

Aussprache: /bəˈʃnʏfl̩n/
Worttrennung: be·schnüf·feln
فعل

با بینی بو کشیدن و اطلاعات جمع کردن؛ مخفیانه کسی را زیر نظر گرفتن و مشاهده کردن برای کسب اطلاعات بیشتر

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas beschnüffeln)

بو کشیدن، با دقت بو کردن (معمولاً حیوانات)؛ به صورت مجازی، فضولی کردن یا کنجکاوی کردن در مورد چیزی.

  • Der Hund beschnüffelt die Spuren im Wald.سگ ردپاها را در جنگل بو می‌کشد.
  • Er beschnüffelt die Geheimnisse seiner Nachbarn.او در مورد رازهای همسایگانش کنجکاوی می‌کند.