beschrankt
محدود، دارای مانع، دارای محدودیت
Bedeutungen
1
دارای محدودیت یا مانع؛ غیرقابل دسترس یا غیرقابل استفاده در ابعاد کامل.
- Die Nutzung des Geländes ist beschrankt.استفاده از این منطقه محدود است.
- Sein Wissen über das Thema war leider sehr beschrankt.دانش او در مورد این موضوع متاسفانه بسیار محدود بود.
- Die Einfahrt ist durch eine Schranke beschrankt.ورودی توسط یک مانع (گیت) محدود شده است.