beschrankt

Aussprache: /bəˈʃraŋkt/
Worttrennung: be·schrankt
صفت

محدود، دارای مانع، دارای محدودیت

Bedeutungen

1

دارای محدودیت یا مانع؛ غیرقابل دسترس یا غیرقابل استفاده در ابعاد کامل.

  • Die Nutzung des Geländes ist beschrankt.استفاده از این منطقه محدود است.
  • Sein Wissen über das Thema war leider sehr beschrankt.دانش او در مورد این موضوع متاسفانه بسیار محدود بود.
  • Die Einfahrt ist durch eine Schranke beschrankt.ورودی توسط یک مانع (گیت) محدود شده است.