beschreiten
قدم گذاشتن، طی کردن (مسیر)، انتخاب کردن (راه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
قدم گذاشتن در، راهی را پیمودن (معمولاً برای مسیر فیزیکی)
- Der Wanderer beschritt den schmalen Pfad.کوهنورد در مسیر باریک قدم گذاشت.
- Sie beschreiten einen neuen Weg der Forschung.آنها راه جدیدی در تحقیق را در پیش گرفتهاند.
2
Akkusativ
(مسیر یا اقدامی را) در پیش گرفتن، اتخاذ کردن
- Die Regierung beschreitet neue Wege zur Lösung des Problems.دولت برای حل مشکل، رویکردهای جدیدی را در پیش گرفته است.
- Wir müssen andere Maßnahmen beschreiten, um erfolgreich zu sein.ما باید اقدامات دیگری را در پیش بگیریم تا موفق شویم.