beschreiben
توصیف کردن، شرح دادن، پر کردن از نوشته، ترسیم کردن (مسیر/شکل)
Bedeutungen
1
jemanden/etwas (Akkusativ) beschreiben
ویژگیها، ظاهر، رفتار یا جزئیات کسی یا چیزی را با کلمات بیان کردن یا شرح دادن
- Können Sie mir den Zeugen genauer beschreiben?آیا میتوانید شاهدی را که دیدید دقیقتر برایم توصیف کنید؟
- Der Zeuge beschrieb den Tathergang im Detail.شاهد ماجرا و نحوه وقوع جرم را با جزئیات شرح داد.
2
etwas (Akkusativ) beschreiben
سطحی مانند کاغذ یا دفتر را پر از خط و نوشته کردن
- Er hat das gesamte Notizbuch vollständig beschrieben.او کل دفترچه یادداشت را پر از نوشته کرد.
- Bitte beschreiben Sie nur eine Seite des Blattes.لطفاً فقط یک طرف برگه را بنویسید.
3
etwas (Akkusativ) beschreiben
طی کردن یک مسیر خطی یا ترسیم یک شکل هندسی متحرک (مانند منحنی، دایره یا بیضی)
- Die Erde beschreibt eine Ellipse um die Sonne.زمین مسیری بیضوی را به دور خورشید طی میکند (ترسیم میکند).
- Der Ball beschrieb im Flug eine schöne Flugbahn.توپ در حین پرواز قوس و مسیر زیبایی را پیمود.