beschreiben

Aussprache: /bəˈʃʁaɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: be·schrei·ben
فعل

توصیف کردن، شرح دادن، پر کردن از نوشته، ترسیم کردن (مسیر/شکل)

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) beschreiben

ویژگی‌ها، ظاهر، رفتار یا جزئیات کسی یا چیزی را با کلمات بیان کردن یا شرح دادن

  • Können Sie mir den Zeugen genauer beschreiben?آیا می‌توانید شاهدی را که دیدید دقیق‌تر برایم توصیف کنید؟
  • Der Zeuge beschrieb den Tathergang im Detail.شاهد ماجرا و نحوه وقوع جرم را با جزئیات شرح داد.
2 etwas (Akkusativ) beschreiben

سطحی مانند کاغذ یا دفتر را پر از خط و نوشته کردن

  • Er hat das gesamte Notizbuch vollständig beschrieben.او کل دفترچه یادداشت را پر از نوشته کرد.
  • Bitte beschreiben Sie nur eine Seite des Blattes.لطفاً فقط یک طرف برگه را بنویسید.
3 etwas (Akkusativ) beschreiben

طی کردن یک مسیر خطی یا ترسیم یک شکل هندسی متحرک (مانند منحنی، دایره یا بیضی)

  • Die Erde beschreibt eine Ellipse um die Sonne.زمین مسیری بیضوی را به دور خورشید طی می‌کند (ترسیم می‌کند).
  • Der Ball beschrieb im Flug eine schöne Flugbahn.توپ در حین پرواز قوس و مسیر زیبایی را پیمود.