beschrieen
توصیف کردن (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به شدت مورد انتقاد قرار دادن، بدگویی کردن، یا لعن و نفرین کردن کسی یا چیزی، اغلب با لحنی تند و احساسی (شکل گذشته فعل).
- Die Kritiker beschrien das neue Werk als unvollendet und uninspiriert.منتقدان اثر جدید را ناتمام و بیالهام خواندند و مورد بدگویی قرار دادند.
- Er fühlte sich ungerecht behandelt und beschrie die Entscheidung des Gerichts.او احساس کرد که با او ناعادلانه رفتار شده و تصمیم دادگاه را مورد لعن و نفرین قرار داد.