beschrieen

Aussprache: /bəˈʃriːən/
Worttrennung: be·schrie·en
Wort

توصیف کردن (شکل صرف شده فعل)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به شدت مورد انتقاد قرار دادن، بدگویی کردن، یا لعن و نفرین کردن کسی یا چیزی، اغلب با لحنی تند و احساسی (شکل گذشته فعل).

  • Die Kritiker beschrien das neue Werk als unvollendet und uninspiriert.منتقدان اثر جدید را ناتمام و بی‌الهام خواندند و مورد بدگویی قرار دادند.
  • Er fühlte sich ungerecht behandelt und beschrie die Entscheidung des Gerichts.او احساس کرد که با او ناعادلانه رفتار شده و تصمیم دادگاه را مورد لعن و نفرین قرار داد.