beschulen
آموزش دادن، به مدرسه فرستادن (دانشآموزان)
Beispiele
- Freie Träger ''beschulen'' Jugendliche, die eine staatliche Schule ohne Abschluss verlassen haben.نهادهای آزاد جوانانی را که مدرسه دولتی را بدون مدرک ترک کردهاند، تحت آموزش قرار میدهند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی آموزش رسمی دادن، تعلیم دادن، به مدرسه فرستادن.
- Alle Kinder müssen in Deutschland beschult werden.همه کودکان در آلمان باید آموزش ببینند (به مدرسه بروند).
- Das Projekt zielt darauf ab, benachteiligte Jugendliche zu beschulen.این پروژه با هدف آموزش دادن به جوانان محروم است.