beschwägern
با ازدواج خویشاوند شدن، باجناق شدن
Bedeutungen
1
sich + mit + Dativ
از طریق ازدواج با کسی خویشاوند شدن (معمولاً به صورت انعکاسی: sich beschwägern)
- Die beiden Familien beschwägerten sich durch die Heirat ihrer Kinder.دو خانواده از طریق ازدواج فرزندانشان با هم خویشاوند شدند.
- Er hat sich mit dem Bruder seiner Frau beschwägert.او با برادر زنش باجناق شد.