beschwatzen

Aussprache: /bəˈʃvat͡sn̩/
Worttrennung: be·schwat·zen
فعل

کسی را متقاعد کردن (با صحبت زیاد)، کسی را با حرف راضی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas beschwatzen)

با صحبت کردن و چرب‌زبانی کسی را به انجام کاری متقاعد کردن یا فریب دادن.

  • Er hat seine Eltern dazu beschwatzt, ihm ein neues Fahrrad zu kaufen.او پدر و مادرش را با حرف راضی کرد که برایش دوچرخه نو بخرند.
  • Lass dich nicht von ihm beschwatzen, er will nur dein Geld.اجازه نده او تو را با حرف راضی کند، او فقط پول تو را می‌خواهد.