فعل
ادرار کردن روی چیزی/کسی، خیس کردن (با ادرار)
معانی و تعاریف beseichen:
- (عامیانه، توهینآمیز) روی چیزی ادرار کردن، با ادرار آلوده کردن
جملات نمونه برای beseichen:
„Seine Majestät riß ihm die Zitrone aus der Hand, um sie zur Erde zu schleudern, und wollte den Sohn, der sich vor Angst ''beseichte,'' schlagen.“
"اعلیحضرت لیمو را از دستش گرفت تا آن را به زمین بیندازد و خواست پسر را که از ترس خودش را خیس کرده بود، بزند."
Der Hund hat den Baum beseicht.
سگ روی درخت ادرار کرد.
Jemand hat die Wand beseicht.
کسی روی دیوار ادرار کرده است.