besendern

Aussprache: /bəˈzɛndɐn/
Wortzerlegung: be·sen·dern
فعل

فرستنده نصب کردن (روی چیزی)، مجهز به فرستنده کردن

Beispiele

  • Man kann die zarten Falter nicht wie Zugvögel ''besendern,'' und beim Fangen können sie zerbrechen.نمی‌توان پروانه‌های ظریف را مانند پرندگان مهاجر «مجهز به فرستنده کرد»، و هنگام گرفتن ممکن است بشکنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (was?)

یک حیوان، شیء یا مکان را با دستگاه فرستنده (ردیاب) مجهز کردن برای ردیابی یا نظارت.

  • Wissenschaftler besendern Vögel, um ihre Flugrouten zu verfolgen.دانشمندان پرندگان را به فرستنده مجهز می‌کنند تا مسیرهای پروازشان را دنبال کنند.
  • Das Paket wurde besendert, um den Lieferstatus jederzeit abrufen zu können.بسته به ردیاب مجهز شد تا بتوان وضعیت تحویل را در هر زمان بررسی کرد.