besenrein
جاروکرده، تمیزشده با جارو (در حد اولیه)
Beispiele
- Die Wohnung ist ''besenrein'' zu übergeben.آپارتمان باید جاروکرده تحویل داده شود.
- Die alte Wohnung mußte ''besenrein'' übergeben werden.آپارتمان قدیمی باید جاروکرده تحویل داده میشد.
جاروکرده، تمیزشده با جارو (در حد اولیه)