besenrein

Aussprache: /ˈbeːzn̩raɪ̯n/
Worttrennung: be·sen·rein
صفت

جاروکرده، تمیزشده با جارو (در حد اولیه)

Bedeutungen

1

به حدی تمیز شده که فقط با جارو کردن بتوان آن را تمیز کرد؛ عاری از گرد و غبار و آشغال‌های بزرگ، اما نه لزوماً پاکیزه کامل.

  • Vor der Übergabe muss die Wohnung besenrein hinterlassen werden.قبل از تحویل، آپارتمان باید در حد جاروکرده تحویل داده شود.
  • Der Keller war nur besenrein, es lag noch viel Staub herum.زیرزمین فقط جارو شده بود، هنوز گرد و غبار زیادی در اطراف بود.
  • Die Baustelle wurde nach Abschluss der Arbeiten besenrein verlassen.محل ساخت و ساز پس از اتمام کارها در حد جاروکرده رها شد.