instand besetzen

Aussprache: /ɪnˈʃtant bəˈzɛtsn̩/
Worttrennung: in·stan·d ·be·set·zen
فعل

اشغال و بازسازی کردن (ساختمان متروکه)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) instand besetzen

یک ساختمان متروکه را به طور غیرقانونی اشغال کردن و هم‌زمان خود شروع به بازسازی آن کردن (اصطلاح جنبش‌های اجتماعی)

  • Jugendliche haben das alte Fabrikgebäude instand besetzt.جوانان ساختمان کارخانه قدیمی را اشغال کرده و شروع به بازسازی‌اش کردند.
  • In den 80er Jahren wurden viele Häuser in Berlin instand besetzt.در دهه ۸۰ میلادی خانه‌های زیادی در برلین اشغال و بازسازی شدند.