besolden

Aussprache: /bəˈzɔldn̩/
Wortzerlegung: be·sol·den
فعل

حقوق دادن، حقوق پرداخت کردن

Beispiele

  • Das Außenministerium in Wien ''besoldete'' seine Diplomaten nicht gerade üppig.وزارت امور خارجه در وین دیپلمات‌های خود را چندان سخاوتمندانه «حقوق نمی‌داد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به کسی حقوق یا دستمزد پرداخت کردن، معمولاً در مورد کارمندان دولتی یا نظامی

  • Der Staat besoldet seine Beamten nach einem festen Tarif.دولت به کارمندان خود بر اساس یک تعرفه ثابت حقوق می‌دهد.
  • Sie wird als Lehrerin gut besoldet.او به عنوان معلم حقوق خوبی دریافت می‌کند.