besorgen
تهیه کردن، انجام دادن، جور کردن
Beispiele
- Wir müssen uns für den Winter noch neue Jacken ''besorgen.ما باید برای زمستان کاپشنهای نو «تهیه کنیم.
- Die Entlassung ''besorgte'' der Personalmanager.اخراج توسط مدیر منابع انسانی «انجام گرفت.
- Der hab' ich’s richtig ''besorgt.من حسابی حساب این یکی را «رسیدم.
- Die Genehmigung ist zu versagen, wenn zu ''besorgen'' ist, dass durch die Nebentätigkeit dienstliche Interessen beeinträchtigt werden.اگر بیم آن میرود که فعالیت جانبی به منافع اداری لطمه بزند، باید با مجوز مخالفت شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را برای کسی تهیه کردن یا فراهم کردن.
- Kannst du mir bitte ein paar Brötchen besorgen?میتوانی لطفاً چند نان کوچک برایم تهیه کنی؟
- Er hat die Eintrittskarten für das Konzert besorgt.او بلیطهای کنسرت را تهیه کرده است.
2
Akkusativ
کاری را انجام دادن، مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن.
- Ich muss noch einige Dinge im Büro besorgen.من هنوز باید چند کار را در اداره انجام دهم.
- Sie besorgt den Haushalt und kümmert sich um die Kinder.او کارهای خانه را انجام میدهد و از بچهها مراقبت میکند.
3
Akkusativ (transitiv) / sich (reflexiv)
باعث نگرانی شدن، نگران کردن (معمولاً در حالت مجهول یا با sich).
- Die Nachricht hat mich sehr besorgt.این خبر مرا بسیار نگران کرد.
- Er besorgt sich um die Zukunft seiner Kinder.او نگران آینده فرزندانش است.