bespeien

Aussprache: /bəˈʃpaɪ̯ən/
Wortzerlegung: be·spei·en
فعل

تف کردن روی کسی یا چیزی؛ آلوده کردن با استفراغ

Beispiele

  • Auch mir erbot sich einmal jemand, mir eine für Skorpione tödliche Zauberformel vorzuführen: Er sprach sie und spie gleichzeitig auf den Skorpion, und dann sprach er sie noch ein zweites Mal und ''bespie'' ihn erneut.یک بار هم کسی به من پیشنهاد داد که فرمول جادویی کشنده عقرب را به من نشان دهد: او آن را گفت و همزمان روی عقرب تف کرد، و سپس دوباره آن را برای بار دوم گفت و دوباره رویش تف کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

تف کردن روی چیزی یا کسی، استفراغ کردن روی چیزی یا کسی

  • Jemand hatte die Wand bespien.کسی روی دیوار تف کرده بود.
  • Das Baby bespie seine Kleidung.نوزاد روی لباس‌هایش استفراغ کرد.