bespielen
بازی کردن (در زمین)، اجرا کردن (در تئاتر)، پر کردن (دیسک)
Beispiele
- Der Platz ist nach dem Regen nicht zu ''bespielen.زمین بعد از باران قابل بازی نیست.
- Auf dem Schrank stapelten sich ''bespielte'' Videokasetten.ویدئو کاستهای استفاده شده روی کمد تلنبار شده بودند.
- Tanta Anne wurde eingeladen, um nachmittags die Kinder zu ''bespielen.خاله آن را دعوت کردند تا بعد از ظهر با بچهها بازی کند.
- Man will das Theater natürlich nach der Renovierung wieder ''bespielen.البته میخواهند بعد از بازسازی دوباره تئاتر را اجرا کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک صحنه، یک ساز یا یک رسانه (مانند نوار کاست) را با اجرا یا محتوا پر کردن
- Die Band bespielte die Bühne mit ihrer neuen Musik.گروه موسیقی صحنه را با موسیقی جدید خود پر کرد (اجرا کرد).
- Er hat die alte Kassette mit seinen Lieblingsliedern bespielt.او نوار کاست قدیمی را با آهنگهای مورد علاقهاش ضبط کرد.