bespielen
اجرا کردن (در سالن/صحنه)، قابل بازی بودن (زمین)، ضبط کردن روی (نوار)
Bedeutungen
1
Akkusativ
در یک صحنه، تئاتر یا مکان برنامه اجرا کردن یا از زمین ورزشی برای بازی استفاده کردن
- Das Ensemble bespielt das alte Theater seit vielen Jahren.این گروه هنری سالهاست که در این تئاتر قدیمی برنامه اجرا میکند.
- Der Rasen ist wegen des Regens zurzeit nicht zu bespielen.چمن به دلیل بارندگی در حال حاضر قابل بازی نیست.
2
Akkusativ (+ mit + Dativ)
روی نوار کاست، سیدی یا رسانهای صوتی و تصویری محتوا ضبط کردن
- Er hat die leere Kassette mit seiner Lieblingsmusik bespielt.او روی نوار کاست خالی موسیقی مورد علاقهاش را ضبط کرد.