bespielen

Aussprache: /bəˈʃpiːlən/
Wortzerlegung: be·spie·len
فعل

اجرا کردن (در سالن/صحنه)، قابل بازی بودن (زمین)، ضبط کردن روی (نوار)

Bedeutungen

1 Akkusativ

در یک صحنه، تئاتر یا مکان برنامه اجرا کردن یا از زمین ورزشی برای بازی استفاده کردن

  • Das Ensemble bespielt das alte Theater seit vielen Jahren.این گروه هنری سال‌هاست که در این تئاتر قدیمی برنامه اجرا می‌کند.
  • Der Rasen ist wegen des Regens zurzeit nicht zu bespielen.چمن به دلیل بارندگی در حال حاضر قابل بازی نیست.
2 Akkusativ (+ mit + Dativ)

روی نوار کاست، سی‌دی یا رسانه‌ای صوتی و تصویری محتوا ضبط کردن

  • Er hat die leere Kassette mit seiner Lieblingsmusik bespielt.او روی نوار کاست خالی موسیقی مورد علاقه‌اش را ضبط کرد.