bespien Aussprache:/bəˈʃpiːən/Wortzerlegung:be·spien Partizip II تف کرده معانی و تعاریف bespien:با تف انداختن به صورت فیزیکی یا استعاری توهین کردن یا بیاحترامی کردن. جملات نمونه برای bespien:Er fühlte sich zutiefst beleidigt, als man ihn öffentlich bespien.وقتی آشکارا بر او تف انداختند، عمیقاً احساس توهین کرد.Die Menge bespien die Statue des Tyrannen als Zeichen des Protests.جمعیت به نشانه اعتراض بر مجسمه ظالم تف انداختند.