فعل
مجهز کردن به میخهای فلزی (برای اصطکاک بهتر)، میخکوب کردن
جملات نمونه برای bespiken:
„Sein Geschäft blühte, zumal der Winter vor der Tür stand, und seine Leute sich inzwischen gut darauf verstanden, die Reifen zu ''‚bespiken‘.''“
کسب و کارش رونق گرفت، به خصوص که زمستان نزدیک بود و افرادش در این مدت در مجهز کردن لاستیکها به میخ مهارت پیدا کرده بودند.