Partizip II
جاسوسی شده
معانی و تعاریف bespitzelt:
- تحت نظارت مخفیانه و سیستماتیک قرار دادن فرد یا گروهی به منظور جمعآوری اطلاعات، به ویژه در زمینههای سیاسی، امنیتی یا جنایی.
جملات نمونه برای bespitzelt:
Die Geheimpolizei hat den Verdächtigen wochenlang bespitzelt, um seine Kontakte aufzudecken.
پلیس مخفی به مدت چند هفته مظنون را زیر نظر داشت تا ارتباطات او را کشف کند.
Es ist ein gravierender Eingriff in die Privatsphäre, wenn Bürger ohne triftigen Grund bespitzelt werden.
اگر شهروندان بدون دلیل موجه تحت نظر قرار گیرند، این یک نقض جدی حریم خصوصی است.