bespotteten
مسخره کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
تحقیر کردن یا تمسخر شدید و بیرحمانه فرد یا گروهی در گذشته، اغلب با هدف کاهش ارزش یا تحقیر آنها در انظار عمومی.
- Die Menge bespottete den Angeklagten, als er den Gerichtssaal verließ.جمعیت، متهم را هنگام خروج از دادگاه، ریشخند کردند.
- Sie bespotteten seine Bemühungen, ein besserer Mensch zu werden.آنها تلاشهای او را برای تبدیل شدن به انسانی بهتر، مسخره کردند.