bessergehen
بهبود یافتن حال/شرایط
Bedeutungen
1
Dativ
بهتر شدن وضعیت سلامتی یا شرایط زندگی کسی (با فاعل es)
- Nach der Medikamenteneinnahme ging es ihm schnell besser.پس از مصرف دارو حال او به سرعت بهتر شد.
- Hoffentlich geht es dir morgen wieder besser.امیدوارم فردا حالت دوباره بهتر شود.