فعل
بهبود بخشیدن، بهتر کردن، اصلاح شدن
معانی و تعاریف bessern:
- چیزی را بهتر کردن، بهبود بخشیدن.
- (انعکاسی) بهتر شدن، بهبود یافتن (در مورد وضعیت، سلامتی، رفتار).
- (کهن/نادر) کسی را اصلاح کردن، تربیت کردن.
جملات نمونه برای bessern:
„EBay will bei Verkäufern die Stimmung ''bessern.''“
«ایبی میخواهد فضای روحی فروشندگان را بهتر کند.»
Die neuen Maßnahmen sollen die Situation bessern.
اقدامات جدید قرار است وضعیت را بهبود بخشند.
Er versuchte, seine Handschrift zu bessern.
او سعی کرد دستخط خود را بهتر کند.