bessern

Aussprache: /ˈbɛsɐn/
Wortzerlegung: bes·sern
فعل

بهبود بخشیدن، بهتر کردن، اصلاح شدن

Beispiele

  • EBay will bei Verkäufern die Stimmung ''bessern.ای‌بی می‌خواهد فضای روحی فروشندگان را بهتر کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را بهتر کردن، بهبود بخشیدن.

  • Die neuen Maßnahmen sollen die Situation bessern.اقدامات جدید قرار است وضعیت را بهبود بخشند.
  • Er versuchte, seine Handschrift zu bessern.او سعی کرد دست‌خط خود را بهتر کند.
2 sich

(انعکاسی) بهتر شدن، بهبود یافتن (در مورد وضعیت، سلامتی، رفتار).

  • Sein Gesundheitszustand hat sich gebessert.وضعیت سلامتی او بهتر شده است.
  • Das Wetter wird sich morgen bessern.هوا فردا بهتر خواهد شد.
3 Akkusativ

(کهن/نادر) کسی را اصلاح کردن، تربیت کردن.

  • Man versuchte, den Delinquenten zu bessern.سعی کردند مجرم را اصلاح کنند.
  • Eltern sollen ihre Kinder bessern.والدین باید فرزندان خود را تربیت کنند.