besserwisserisch

Aussprache: /ˈbɛsɐˌvɪsəʁɪʃ/
Worttrennung: bes·ser·wis·se·risch
صفت

خوددانا، فضولانه، دانای کل‌نما

Bedeutungen

1

تمایل به نشان دادن دانش بیشتر از حد لازم یا تصحیح دیگران به شیوه‌ای آزاردهنده؛ خوددانا.

  • Sein besserwisserischer Tonfall nervt mich.لحن خوددانه‌ی او مرا عصبی می‌کند.
  • Sie mag es nicht, wenn jemand besserwisserisch auftritt.او دوست ندارد وقتی کسی خوددانا رفتار می‌کند.
  • Er gab ihr besserwisserische Ratschläge, die sie nicht hören wollte.او توصیه‌های خوددانه‌ای به او داد که او نمی‌خواست بشنود.