bestechen
رشوه دادن، مجذوب کردن، خیره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bestechen)
دادن پول یا هدیه به کسی برای انجام کاری غیرقانونی، ناعادلانه یا خلاف وظیفه.
- Er versuchte, den Beamten zu bestechen.او تلاش کرد به کارمند رشوه بدهد.
- Die Firma wurde beschuldigt, Politiker zu bestechen.شرکت متهم به رشوه دادن به سیاستمداران شد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas bestechen)
کسی را با زیبایی، جذابیت، هوش یا ویژگیهای خاص تحت تأثیر قرار دادن یا مجذوب کردن.
- Ihr Lächeln konnte jeden bestechen.لبخند او میتوانست هر کسی را مجذوب کند.
- Die Präsentation bestach durch ihre Klarheit und Eleganz.ارائه با وضوح و ظرافت خود خیرهکننده بود.