bestehen
قبول شدن، وجود داشتن، تشکیل شدن، اصرار ورزیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bestehen)
در آزمون یا امتحان موفق و قبول شدن.
- Sie hat die Prüfung im ersten Versuch bestanden.او امتحان را در تلاش اول قبول شد.
- Er hofft, die Aufnahmeprüfung zu bestehen.او امیدوار است که آزمون ورودی را قبول شود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
وجود داشتن، پابرجا بودن، ادامه داشتن (مانند خطر، مشکل، رابطه یا یک دوره زمانی).
- Diese Gefahr besteht weiterhin.این خطر همچنان وجود دارد.
- Die Freundschaft zwischen ihnen besteht seit vielen Jahren.دوستی بین آنها سالهاست که پابرجاست.
3
aus + Dativ (aus etwas bestehen)
از اجزا یا موادی تشکیل شده بودن؛ شامل چیزی بودن.
- Das Gebäude besteht aus Stein und Holz.ساختمان از سنگ و چوب تشکیل شده است.
- Die Prüfung besteht aus drei Teilen.امتحان از سه بخش تشکیل شده است.
4
auf + Dativ (auf jemandem / etwas bestehen)
بر چیزی اصرار ورزیدن و پافشاری کردن؛ بر عقیده یا خواسته خود ایستادگی کردن.
- Er besteht auf seinem Recht.او بر حق خود اصرار میورزد.
- Sie besteht darauf, dass die Regeln eingehalten werden.او اصرار دارد که قوانین رعایت شوند.
5
in + Dativ (in etwas bestehen)
ماهیت یا حقیقت چیزی در چیزی نهفته بودن؛ اساس چیزی بودن.
- Der eigentliche Sinn des Lebens besteht in der Liebe.معنای واقعی زندگی در عشق نهفته است.
- Die Schwierigkeit besteht darin, die richtigen Worte zu finden.مشکل در یافتن کلمات مناسب نهفته است.