bestärken
تقویت کردن، دلگرم کردن، تأیید کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden) + in + Dativ (in etwas)
تقویت کردن، دلگرم کردن یا تشویق کردن کسی در عقیده، تصمیم یا عملش.
- Seine Worte bestärkten mich in meiner Entscheidung.سخنان او مرا در تصمیمی که گرفته بودم، تقویت کرد.
- Die positive Rückmeldung bestärkte sie in ihrem Vorhaben.بازخورد مثبت او را در طرحش دلگرم کرد.
2
Akkusativ (etwas bestärken)
تأیید کردن، صحه گذاشتن یا مستند کردن چیزی (مثلاً یک نظریه یا نتیجه).
- Neue Forschungsergebnisse bestärken die alte Theorie.یافتههای جدید تحقیقاتی، نظریه قدیمی را تأیید میکنند.
- Die Beweise bestärkten die Annahme des Täters.شواهد، فرض ارتکاب جرم توسط مظنون را تقویت کرد.