bestöbern
زیر و رو کردن، جستجو کردن، غبارآلود کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bestöbern)
چیزی را برای یافتن یا بررسی کردن، زیر و رو کردن یا گشتن.
- Der Detektiv durchsuchte den Raum, um nach Hinweisen zu bestöbern.کارآگاه برای یافتن سرنخها اتاق را زیر و رو کرد.
- Sie begann, die alten Bücher im Regal zu bestöbern.او شروع به ورق زدن کتابهای قدیمی روی قفسه کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas bestöbern)
پوشاندن چیزی با گرد و غبار یا خاک، غبارآلود کردن.
- Der Wind begann, die Möbel mit Staub zu bestöbern.باد شروع به پوشاندن مبلمان با گرد و غبار کرد.
- Nach langer Zeit wurde die alte Statue von Staub bestöbert.پس از مدت طولانی، مجسمه قدیمی غبارآلود شد.