bestarben
منقرض شدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنی تلف کردن یا از بین بردن دامها به دلیل بیماری، قحطی یا دلایل دیگر، به ویژه در گذشته یا در شرایط اضطراری دامپزشکی.
- Die Behörden bestarben die infizierten Tiere, um eine weitere Ausbreitung der Seuche zu verhindern.مقامات حیوانات آلوده را تلف کردند تا از گسترش بیشتر بیماری جلوگیری شود.
- In Zeiten der Hungersnot mussten viele Bauern ihre letzten Nutztiere bestarben.در دوران قحطی، بسیاری از کشاورزان مجبور بودند آخرین دامهای خود را تلف کنند.