bestecken

Aussprache: /bəˈʃtɛkn̩/
Wortzerlegung: be·ste·cken
فعل

تزیین کردن، با چیزی آراستن (با فرو کردن یا نصب کردن)

Beispiele

  • Guten Abend, gute Nacht, / Mit Rosen bedacht, / Mit Näglein [=Nelken] ''besteckt,'' / Schlupf' unter die Deck, / Morgen früh, wenns Gott will, / Wirst du wieder geweckt.شب بخیر، شب خوش، / با گل‌های رز پوشیده، / با میخک‌ها آراسته، / زیر پتو بخواب، / فردا صبح، اگر خدا بخواهد، / دوباره بیدار خواهی شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (mit + Dativ)

با چیزی تزئین کردن (با فرو کردن)، پر کردن با چیزی نوک‌تیز

  • Sie besteckte den Kuchen mit Kerzen für die Feier.او کیک را با شمع برای جشن تزئین کرد.
  • Der Hut war mit bunten Federn besteckt.کلاه با پرهای رنگارنگ تزئین شده بود.
2 Akkusativ

کارد و چنگال گذاشتن (برای میز غذاخوری)

  • Der Tisch war festlich besteckt.میز به صورت جشن‌گونه با کارد و چنگال چیده شده بود.
  • Sie besteckte den Tisch für das Abendessen.او میز را برای شام با کارد و چنگال چید.