bestecken

Aussprache: /bəˈʃtɛkn̩/
Wortzerlegung: be·ste·cken
فعل

تزیین کردن با فرو کردن، کارد و چنگال چیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ + mit + Dativ

با فرو کردن چیزهای نوک‌تیز (مثل شمع یا گل) چیزی را تزیین کردن

  • Sie besteckte den Kuchen mit Kerzen für die Feier.او کیک را با شمع برای جشن تزئین کرد.
  • Der Hut war mit bunten Federn besteckt.کلاه با پرهای رنگارنگ تزئین شده بود.
2 Akkusativ

میز غذاخوری را با کارد و چنگال چیدن

  • Der Tisch war festlich besteckt.میز به صورت جشن‌گونه با کارد و چنگال چیده شده بود.
  • Sie besteckte den Tisch für das Abendessen.او میز را برای شام با کارد و چنگال چید.