bestehen
قبول شدن، وجود داشتن، تشکیل شدن، اصرار ورزیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
در آزمون یا امتحانی موفق و قبول شدن
- Er hat die Prüfung bestanden.او امتحان را قبول شد.
- Ich hoffe, ich bestehe den Test.امیدوارم در آزمون قبول شوم.
2
(ohne Objekt)
وجود داشتن، پابرجا بودن، ادامه داشتن (خطر، مشکل، رابطه)
- Es besteht die Gefahr eines Unfalls.خطر وقوع حادثه وجود دارد.
- Das Problem besteht weiterhin.مشکل همچنان پابرجاست.
3
aus + Dativ
از اجزا یا موادی تشکیل شده بودن
- Das Buch besteht aus zehn Kapiteln.این کتاب از ده فصل تشکیل شده است.
- Wasser besteht aus Wasserstoff und Sauerstoff.آب از هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است.
4
auf + Dativ / auf + Akkusativ
بر چیزی اصرار ورزیدن و پافشاری کردن
- Er besteht auf seinem Recht.او بر حق خود اصرار دارد.
- Sie bestand darauf, die Rechnung zu bezahlen.او اصرار داشت که صورتحساب را پرداخت کند.
5
in + Dativ
ماهیت یا حقیقت چیزی نهفته بودن در
- Der Unterschied besteht in der Qualität der Materialien.تفاوت در کیفیت مواد نهفته است.
- Meine Aufgabe besteht darin, das Team zu koordinieren.وظیفه من در هماهنگ کردن تیم خلاصه میشود.