bestehen

Aussprache: /bəˈʃteːən/
Wortzerlegung: be·ste·hen
فعل

قبول شدن، وجود داشتن، تشکیل شدن، اصرار ورزیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

در آزمون یا امتحانی موفق و قبول شدن

  • Er hat die Prüfung bestanden.او امتحان را قبول شد.
  • Ich hoffe, ich bestehe den Test.امیدوارم در آزمون قبول شوم.
2 (ohne Objekt)

وجود داشتن، پابرجا بودن، ادامه داشتن (خطر، مشکل، رابطه)

  • Es besteht die Gefahr eines Unfalls.خطر وقوع حادثه وجود دارد.
  • Das Problem besteht weiterhin.مشکل همچنان پابرجاست.
3 aus + Dativ

از اجزا یا موادی تشکیل شده بودن

  • Das Buch besteht aus zehn Kapiteln.این کتاب از ده فصل تشکیل شده است.
  • Wasser besteht aus Wasserstoff und Sauerstoff.آب از هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است.
4 auf + Dativ / auf + Akkusativ

بر چیزی اصرار ورزیدن و پافشاری کردن

  • Er besteht auf seinem Recht.او بر حق خود اصرار دارد.
  • Sie bestand darauf, die Rechnung zu bezahlen.او اصرار داشت که صورتحساب را پرداخت کند.
5 in + Dativ

ماهیت یا حقیقت چیزی نهفته بودن در

  • Der Unterschied besteht in der Qualität der Materialien.تفاوت در کیفیت مواد نهفته است.
  • Meine Aufgabe besteht darin, das Team zu koordinieren.وظیفه من در هماهنگ کردن تیم خلاصه می‌شود.