bestechen
رشوه دادن، مجذوب کردن، خیره کردن
Beispiele
- Er ''bestach'' den zuständigen Sachbearbeiter, um den Auftrag zu erhalten.او به کارمند مربوطه رشوه داد تا قرارداد را به دست آورد.
- Die Polizistin wurde mit Geldgeschenken ''bestochen.به افسر پلیس با هدایای نقدی رشوه داده شد.
- Das Auto ''bestach'' durch seine feine Lederausstattung.ماشین با تودوزی چرمی مرغوبش چشمها را خیره کرد.
- Er ''besticht'' durch sein großes musikalisches Talent und seinen Charme.او با استعداد بزرگ موسیقی و جذابیتش آدم را مجذوب میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به کسی رشوه دادن برای انجام کاری غیرقانونی یا ناعادلانه.
- Er versuchte, den Beamten zu bestechen.او سعی کرد به کارمند رشوه بدهد.
- Es ist illegal, jemanden zu bestechen.رشوه دادن به کسی غیرقانونی است.
2
Akkusativ
کسی را با زیبایی، هوش یا ویژگیهای دیگر تحت تأثیر قرار دادن، فریبنده بودن.
- Die Landschaft besticht durch ihre Schönheit.منظره با زیبایی خود فریبنده است/تحت تأثیر قرار میدهد.
- Sein Charme bestach alle Anwesenden.جذابیت او همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.