besticken

Aussprache: /bəˈʃtɪkn̩/
Wortzerlegung: be·sti·cken
فعل

گلدوزی کردن، گلدوزی کردن روی (پارچه)

Beispiele

  • Man ''bestickte'' mit Gold- und Silberfäden Ganduras (eine Art unter dem Burnus getragenes Hemd), Gürtel und Hosen sowie die Schuhe der Emire und Höflinge.آنها با نخ‌های طلا و نقره گاندورا (نوعی پیراهن که زیر برنوس پوشیده می‌شود)، کمربند و شلوار و همچنین کفش‌های امیران و درباریان را گلدوزی می‌کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پارچه را با سوزن و نخ تزئین کردن؛ گلدوزی کردن.

  • Sie bestickte das Taschentuch mit ihren Initialen.او دستمال را با حروف اول نامش گلدوزی کرد.
  • Das Kleid war mit feinen Blumenmustern bestickt.لباس با طرح‌های ظریف گل گلدوزی شده بود.