bestiessen

Aussprache: /bəˈʃtiːsn̩/
Wortzerlegung: bes·ties·sen
Wort

می‌زدند، می‌پاشیدند (گذشته التزامی فعل 'stoßen')

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی برخورد کردن، ضربه زدن به چیزی

  • Er hat sich den Kopf an der Tür bestoßen.او سرش را به در زد.
  • Das Schiff bestieß einen Felsen.کشتی به یک صخره برخورد کرد.
2 Akkusativ

لبه یا گوشه‌ای را آسیب رساندن، لبه‌دار کردن

  • Der Umzug hat die Möbel bestoßen.اسباب‌کشی به مبلمان آسیب رساند.
  • Die Kanten des Tisches sind bestoßen.لبه‌های میز آسیب دیده‌اند.